.*•.*•.ღدختر تنهای شبღ.•*.•*.
نمي دانم از روز هاي نبودنت بگويم ..يا از شب هايي كه تنها سرگرمي سردي لحظه هاي خالي ام گوش سپردن به قصه گوي خاطراتت مي شد.... عزيز و دوست داشتني بودي...شايد هنوز هم باشي....شايد هم نه...... هنوز به خاطر دارم روزي را كه از من خواستي به خاطر دوست داشتنت از تو بگذرم.....ومن با تمام سختي از توگذشتم تا بداني دوستت دارم...... و امروز چه زيبا نديدن صدايت عادت ساده اي است براي لحظات گذرايم.....باورت مي شود تو نيستي و من شادم....تو نيستي و من مي خندم...باورت مي شود تو نيستي و من هنوز به عادت قديمم هر صبح با هواي اميد نفس مي كشم...نه اميد دوباره ديدنت...اميد بي تو زيستن اما شاد بودن..... حال من خوب است .....خوب تر از قبل...خوب تر از هميشه...اين روز ها فهميده ام كه بدون تو هم دنيا زيباست...از كنون تا هميشه.... اميدوارم حالا فهميده باشي كه روزي كه رفتم دوستت داشتم...اين زيبا ترين دليل بود....
| Design By : Night Skin |


